نهالنهال، تا این لحظه: 14 سال و 6 ماه و 26 روز سن داره

♥♥♥نهال زندگی ام♥♥♥

برایت آرزوهای بزرگی دارم نهالم

بریم عروسی؟؟؟

الان چند روزه تا چشم مامانو دور میبینم میرم سراغ کمد و کفشاشو برمیدارم و میپوشم البته لباساش که جای خود داره ولی بیشتر به کفشاش علاقه دارم هی دوست دارم بریم عروسیییییییییییییییی! اینجاهم مامانی منو دستگیر کرده... ...
20 ارديبهشت 1393

شیرین زبونی نهال

مامان و بابا میگن  گل دخترمون خیلی ناز شده البته من ناز بودم میگن شیرین زبون شدی بدجور... خب بالاخره بزرگ شدم ... دیگه میتونم جمله هامو تقریبا کامل بگم همه میگن این شیطون بلا ماشا ا... زود زبون باز کرد کلی کتاب دارم و عاشق کتاب خوندنم تازه قراره دیگه کلا برم مهد عزیزم... خودت یه نگاه بنداز ببین چی شدی بدجور نازو جیگر و دوست داشتنی هستی تو کل فامیل فقط از شیرین کاری های شما خانومی حرف میزنن کلا عاشق کتاب خوندنی و هروقت هم میای کانون پیش من یه چن تا کتاب داری که راست میری سراغ اونا و البته دیگه تصمیم گرفتیم کل روزارو بری مهد این موضوع برای خود من هم خوشایند نیست ولی میدونم که تو به ...
18 آذر 1392

نی نی سلام

آخ جووووون من شدم دختر خاله بزرگه.... خب بایدم یکی باشه که از من کوچولوتر باشه تا بهم بگه دختر خاله اینجا اومدیم بیمارستان امیرالمومنین(ع) برای دیدن خاله فریبا و البته یه نی نی ناز و خوشگل که قراره رستا صداش کنیم ... امیدوارم دوستای خوبی برای هم باشیم...   ...
28 شهريور 1392

نازی نهال

   اینیکی دیگه بیشتر ازروروئک حال میده اصلا روروئک مال بچه کوچیکاست این از کالسکه هم بهتره میتونه همه جارو ببینی... خودمونیم تازه گیا عادت کردم هروقت میریم بیرون باید منو بیارن اینجور جاها سواری... خیلی حال میده... مامان میگه اونروز تو مرکز خرید همه یا میبوسیدنت یا صورتتو بشکون میگرفتن ازبس جیگری واسه خودت! آخه هی صدای این ن ن ن... این ن ن ن .... از خودم در میاوردم     ...
1 دی 1391

آش دندونی

      نهالی داره 1 دندون قند میخوره از قندون فرشته ی مهربون آورد اونو برامون آش دندون نهال جون بفرمایید نوش جون   بله دوستای گلم منو که میبینن اینجوری کلاه دار شدم ماجراش اینه که امروز مامانی به خاطر ماه محرم دیگه مهمون دعوت نکرد خودشم گفت که عزیزم بعدشم ماه صفر میاد و اصلا خوب نیست که به عقب بنداریم و با خاله رضوان و آبا نسا برام یه آش دندونی پختن که نگو... اینم کلاه دندونیمه... البته من خودمم  کلی تو کاراش همکاری کردم... اینقدر خسته شدم که نگو   ای شیطون بلای مامان مگه میذاشتی یه عکس درس...
24 آذر 1391

لباس خواب داره اما خواب نداره

  مامان آخه دلت میاد منو بخوابونییی؟؟؟ ببینین اصلا چشای من نشون میده که خوابم میاد! من هیچوقت نمیذارم مامان کاراشو بکنه اونوقت مامانم اینقدر با من بازی میکنه که آخرش هی میگه نهال بخواب دیگه کلی کار دارم... البته من همیشه به مامان کمک میکنما....     الهی مامان فدای دل مهربون و دستای ناز و  کوچیکت بشه ...
21 آذر 1391

آب بازی

از اونجایی که بنده مخازن عکسم تهی شده خیلی خوشحال میشم وقتی سعید زحمتشو میکشه   اینجا نهال خانوم تو شمال کنار ساحل داره آب بازی میکنه... شما هم یاد بگیرید بد نیست !!!! شیطنت از بند بند وجودش میبارههههههههه   خنده های شیرینت لپای تپلیت یه جا واینستادنات همه ی شیطونیات خودت یه کم نگا کنی میبینی خوشگلم... دوست داریم! اینجام کنار ساحل آستارا بغل بابا باز با همون شیطونیات وول وول میخوری ...
21 آذر 1391